Admin
مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا
نظر دهید 6 روز پیش

تا جان ز تن برادرت گشت جدا انگار که جان ز پیکرت گشت جدا شمشیر ز بودن خودش مانده خجل چون با لبه اش گل سرت گشت جدا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا کربلا

مجموعه ای از بروزترین شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

اس ام اس و شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

تا جان ز تن برادرت گشت جدا
انگار که جان ز پیکرت گشت جدا
شمشیر ز بودن خودش مانده خجل
چون با لبه اش گل سرت گشت جدا

تا جان ز تن برادرت گشت جدا انگار که جان ز پیکرت گشت جدا شمشیر ز بودن خودش مانده خجل چون با لبه اش گل سرت گشت جدا

تلفیق خدا و خون فقط پیکر توست
خورشید گلی از چمن حنجر توست

شب وقف مدار چشم هایت مولا

صبح، آینه ی دستِ بهارآور توست

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

شعر رجب جعفری جهت امام حسین(ع)
هم آیه و هم کتاب می گفت حسین
هم لیلی و هم رباب می گفت حسین
اعضاء و جوارح قتیل ره عشق
در خون خودش خضاب می گفت:حسین

تا جان ز تن برادرت گشت جدا انگار که جان ز پیکرت گشت جدا شمشیر ز بودن خودش مانده خجل چون با لبه اش گل سرت گشت جدا

حاجیان جمع اند دور هم همه

پس کجا رفته حسـین فاطمه

حاجـیان رفتند یکـسر درمنا

پس آیا اورفته سوی کربـلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

او جایگزین موی سر ،سـر میدهد

قاسـم و عـباس و اکبر میدهد

سعی حـج او صفا باخنجر است

مروه اش قبر علـی اصغر است

نــــوای غــــــم

بنال ای دل! بنال که اربـعین شـد

که لرزان از غمش عرش برین شـد

بـــنـال ای دل! نـــوا نیـــنوا را

گلـــستان کـرده زینب کـربلا را

بــنـال ای دل ! نوای غــم رسیده

فــلک چون زیـنب کـبری نـدیده

یاحسین

هـــــــــوای کـــــــــربلا

دوباره مـرغ روحم هوای کــربلا کرد دل شکسته ام را اســـیر ومبــتلا کــرد

زسر گذشته اشک به لب رســیده جـانم که هـرچه کردبامن فراق کربــلا کــرد

شـودتمام هـــستی فــدای آن دودســـتی که غرق بوسه بااشک علی مرتضی کرد

نگشت آنی آن دست جدا ازدامن دوست اگر چه تـیغ دـشمن زپـیکرش جـدا کرد

جــز از جهت داور دوتا نگــشت اکـــبر چه شد که خصـم کافر جبین او دو تا شد

سزد هـمه جوانان حــنا زخــون ببــندند که جا به حـجله خون یتـیم مـجتبی کرد

فدای لــب آن جــوانی که درنــماز ایثار زخون وضــو گرفت وبه اکبر اقتدا کرد

فدای شـیرخواری که وقــت جان نثاری دوچشم خود ببست ودولب به خنده واکرد

فـــدای آن شـــهیدی که زیــر تـــیغ قاتل سرش بریده گشت وبه شیعیان دعا کرد

فدای جـــسم پاکی که قطعه قطعه گردید زقطــره خونـــش حـــسین را صــدا کرد

هرکه عاشق بر حسین شد منصبی دارد

احترامی بس مقدس نزد اهل راز دارد

مکتب علاقه حسینی بین که هفتاد و دو ملت

در شگفت از این که هفتاد و دو تن جانباز دارد

ای بنازم بر چنین هنگی که پیشاهنگ لشکر

همچون اصغر کودک شش ماهه ای سرباز دارد

به دلم آرزوی مرقد کربلا دارم

دلخوشم یه ارباب کریم و باوفا دارم

هر کی ام یا هر چی ام آقا فقط تو رو دارم

این ی بار رو راست میگم، من بخدا دوستت دارم

کاش می دونستی آقا که من چقدر دوستت دارم

همه شب به علاقه تو سر به بیابون می ذارم

دستت رو بذار رو قلبم تا که آروم بگیرم

اگه تو نیای حسین(ع) من بخدا سریع می میرم

اسم تو هرجا بیاد همون جا کربلای ماست

اینم از معجزه ارباب باوفای ماست

یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا
به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند
میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم
به آهویی که ز مردم رمیده می ماند
شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی
به لاله های ز حنجر دریده می ماند
رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است
به آن که زحمت نود ساله دیده می ماند
امام صادق حق پشت ناقه ی عریان
به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند
شوم فدای شهیدی که در کنار فرات
به آفتاب به خون آرمیده می ماند
هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟
نگاه تو به دل داغ دیده می ماند
حکایت احد و اشک چشم خونینش
به اختران ز گردون چکیده می ماند

خالق علاقه و دوستی یا حسین
ای قتیل دشت غربت یا حسین

ای گل صحرا نبرد فاطمه
ای صفای آل عصمت یا حسین

ای که جانت سوخت از لب تشنگی
ای فدای کام خشگت یا حسین

آن قدر سوز عطش اوج گرفت
تا که شد بی نور چشمت یا حسین

تشنه ام تشنه ترم کن بر غمت
یا بمیرم یا شهادت یا حسین

یکشبه راه مرا کوتاه کن
با نگاهی از دوستی یا حسین

دوست دارم پیشت آیم لحظه ای
تا نمایم با تو صحبت یا حسین

می ‌آیم از راهی که خطرها در او گم است از هفت منزلی که سفرها در او گم است
از لابه‌لای آتش و خون جمع کرده ‌ام اوراق مقتلی که خبرها در او گم است
دردی کشیده‌ ام که دلم داغدار اوست داغی چشیده‌ ام که جگرها در او گم است
با تشنگان چشمه‌ ی «أحلی ‌من ‌العسل» نوشم ز شربتی که شکرها در او گم است

ماه و خورشید سراسر به تماشا آمد
گوییا رایحه ی حضرت مولا آمد
آسمان فرش شد و زیر سم اسبش ریخت
عرشیان همهمه کردند که : سـقا آمد …!
«آب از هیبت عباسی او می لرزید »
که آیا در پی رودی ، خود دریا آمد ؟
چشم در چشم فرات است و دلش در خیمه
یاد آن دم که رقیه به تمنا آمد

این که خود تشنه ولی جرعه ای از آب نخورد
تا ابد در نظر علاقه ، معما آمد !
دست و مشک و علم افتاد ، ولیکن سقا
سربلند است در آن لحظه که زهـرا آمد

گودال قتلگاهگل و بوی پیرهن
در جست وجوی یوسف زیبای بی کفن
پیداست آهمنظری از ماه چاک چاک
خورشید رنگ باخته و تکّه تکّه تن
گرگی نشسته بر تن خورشید و می درد
شال و عبا و پیرهن سرخ آن بدن
گفتند : رستخیز عظیمی است نی نوا …
نهرستخیز گوشه ای از نی نوای زن
تاریک می شود همه جابی کس و غریب
سخت است هم علی شدن و هم حسن شدن
ای ماه سرخ! سر بزن از پشت نیزه ها
ای چاک چاک ماه! کجایی حسین من؟
قرآن بخوان که بشنوم آوای هفت بند
ای آیه مقطعه ، با آن لب و دهن
افتاده تصویر ماه ، لب گودی و زنی
در جست وجوی یوسف زهرای بی کفن

شعر کوتاه در مورد امام حسین

واژه های کلیدی: مجموعه شعر | روز عاشورا | خورشید | کربلا | دوستی | حکایت | مجموعه | عاشورا | خورشید

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مجموعه شعر کوتاه در مورد امام حسین و روز عاشورا و کربلا

مطالب مرتبط
دیدگاه ها بدون دیدگاه

دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است.

پاسخ دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.