Admin
اس ام اس های روز
, نظر دهید ۲۱ شهریور ۱۳۹۵

سوسن که در آغوش سمن افتاده
نرگس به کنار نسترن افتاده
آلاله به سرو و جام می ، می بخشد
چشم تو چرا به جان من افتاده

باید شعری تازه گفت
آهنگی تازه نواخت
باید در چوبی این باغ ها را
که در رویاهای مان شکل گرفته اند
رو به شهر باز کرد
باید
همه چیز را از نو ساخت
هیچ بادی
لانه ی پرندگان را
دوباره سر جایش نمی گذارد

دردهایم را به کوه گفتم
دردهایت در دل کوه پیچید
و غار دهانی ست
که تا این درد مشترک را فریاد نزند
بسته نخواهد شد

وقتی کسی را که بر می گردد
دوباره می بخشی و از نو با او شروع می کنی
این رابطه چیزی نیست
جز زندگی کردن با ترس اینکه یک روز
دوباره خواهد رفت

دلم شاخه ای
که می خواهد با پرنده پرواز کند
دلم شاخه ای
که در وداع پرنده تکان می خورد

در تمام عمر آموختم ، زندگی کنم
بی واهمه ، با وارستگی
بی شکایت ، با سکوت
بی دارو ، با درد
بی قرص های خواب ، با بی خوابی
بی معشوق ، با عشق
و تنها از عهده یک کار بر نیامدم :
” بی هوا زیستن “
مرگ آن را به من خواهد آموخت .
 

 

دیدگاه ها بدون دیدگاه

دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است.

پاسخ دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.