Admin
ماجرای پزشکی که ۶۰۰ نفر را از دام مرگ نجات داد
نظر دهید ۲۶ خرداد ۱۳۹۵

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، ۸۱ سال دارد، اما هنوز جوانی و سلامت را می شود از چهره اش احساس کرد. او با کسب رکورد بی نظیر جهانی در اهدای خون، حالا لقب «سلطان اهدای خون» به نام او ثبت شده است.

او همچنین پدر انتقال خون ایران است و نزدیک به ۲۰۰ بار خون اهدا کرده است .
ماجرای پزشکی که ۶۰۰ نفر را از دام مرگ نجات داد
شاید باور نکنید اما حجم خونی که وی طی این سال‎ها اهدا کرده است معادل خون ۲۰ انسان بالغ سالم است.

دکتر سید محمد حسن شیخ الاسلامی معتقد است که اگر کسی جان یک نفر را نجات دهد جامعه ای را نجات داده است . آنچه که در پی می آید حاصل گفتگوی با این پزشک متعهد و انگیزه وی درباره اهدای خون است.

به عنوان رکورددار اهدای خون جهان، تا حالا شده از اهدای خون بترسید؟
ماجرای پزشکی که ۶۰۰ نفر را از دام مرگ نجات داد
اتفاقا در حدود ۵۸ تا ۶۰ سال قبل، من برای اولین بار با ترس و لرز خون اهدا کردم،اما در نهایت موجب نجات جان یک مادر و فرزند شدم. در آن شرایط هیچ گونه دارو یا پزشک تحصیلکرده ای در شهرستان اهواز نبود و وقتی گفتند که این مادر و بچه سالم ماندند این امر انگیزه ای شد که به این اهدای خون ادامه دهم .یک شب وقتی با خدای خودم خلوت کرده بودم به خداوند گفتم خدایا وقتی نجات جان دو نفر از مخلوقات تو به این سادگی است کمکم کن تا موقعی که من زنده هستم و از توانم ساخته است این راه را ادامه دهم.

هیچ وقت شده دریافت کنندگان خون از شما تشکر کنند؟
ماجرای پزشکی که ۶۰۰ نفر را از دام مرگ نجات داد
در آن زمان من ۲۱ ساله و دانشجوی پزشکی بودم . در رشته پزشکی مرسوم است که معمولا هر روز صبح دانشجویان دسته دسته می شوند و هر دسته تحت نظر استاد خود به یک بخش پزشکی سرکشی می کنند. در این سرکشی، پرونده بیماران را می بینند و پرستار توضیح می دهد که بیمار چه دارویی مصرف کرده است. سپس پرونده بیمار را به یکی از دانشجویان می دهند و از او می خواند که نظر خود را برای استاد بگوید. این نوع آموزش در تمام دنیا وجود دارد و ما هم در آن زمان این گونه آموزش می دیدیم . فردای آن روز که من خون دادم و به همراه استاد خود برای سرکشی به بخش زنان و مامایی رفتیم، وقتی وارد بخش شدیم و شرایط بیماران را بررسی می کردیم، چشمم به طور تصادفی به همان بیماری افتاد که با اهدای خون من، زنده مانده بود. آن زن بعد از یک مقدار مکث، نگاهی به من کرد و از گوشه هر دو چشمش اشک جاری شد. در آن زمان یک احساس مخفی و الهی به من دست داد و به نظرم می آمد که به وی الهام شده است که من به او خون داده ام چرا که او نمی دانست کدام دانشجو خون داده است. من در آن لحظه حالت عرفانی خاصی داشتم. در آن حالت احساس کردم که دارم با خدای خودم صحبت می کنم، حالتی که نمی شود آن را با کلمات توصیف کرد.

ماجرای دکتری که ۶۰۰ نفر را از مرگ نجات داد

آیا از سرنوشت آن کودک و مادرش خبری دارید؟
ماجرای پزشکی که ۶۰۰ نفر را از دام مرگ نجات داد
نه چنین چیزی اتفاق نیافتاده است، چرا که گفتن اسم خون دهنده جزو موارد پنهان است و نباید گفته شود. این قانونی است که در تمام دنیا به آن عمل می شود و به همین جهت در کیسه خونی که خون من در آن ریخته می شود نام من نوشته نمی شود، بلکه یک کد مخصوصی دارد که آن کد، برای شناساسی کیسه خون به کار می رود. در آن زمان با آنکه تشکیلاتی مثل امروز برای دریافت خون وجود نداشت، باز هم اسم مرا به وی نگفتند و این موضوع پنهان ماند، البته تا زمانی که این مادر و کودک در زایشگاه بودند من به آنها سر می زدم و جویای حالشان بودم.

یعنی در آن زمان تشکیلاتی برای دریافت خون وجود نداشت ؟

اصلا. در آن زمان من اولین بار بود که خون می دادم و بانک خون، یخچال، هیچگونه تسهیلات و حتی آموزشی برای اهدای خون وجود نداشت. ۶۰ سال قبل، نه تنها در ایران بلکه در خیلی از کشورها خیلی از علوم چون انتقال خون، جراحی مغز، ارتوپدی و علوم دیگر نیز به پیشرفتگی حالا نبودند. هیچ سازمان و تشکیلاتی برای انتقال خون نبود . ما هر وقت می خواستیم خون بدهیم، تختی را زیر پله هایی که به طبقه دوم بیمارستان می رسید می گذاشتند و در آنجا می خوابیدیم و پرستار می آمد و خون می گرفت. یعنی اینقدر ابتدایی و غیر مدرن وغیر بهداشتی بود .
ماجرای پزشکی که ۶۰۰ نفر را از دام مرگ نجات داد
چطور شد که تصمیم گرفتید به طور مستمر خون، اهدا کنید؟

طبق قوانین بین المللی که ایران هم تابع آن هست آقایان سه ماه به سه ماه و خانم ها چهار ماه به چهار ماه می توانند خون اهدا کنند. من در آن زمان وقتی چنین تصمیمی را با خدای خودم گرفتم و از او کمک خواستم مرتباً در هر بخشی و هر جایی که نیاز به انتقال خون بود خون می دادم و ترسم از انتقال خون

مطالب مرتبط
دیدگاه ها بدون دیدگاه

دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است.

پاسخ دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.