, , , نظر دهید ۲۲ تیر ۱۳۹۵

انواع جن :

تقسیم بندی اجنه به نوع شاید تقسیم بندی منطقی به نظر نرسد زیرا نوع آنها همان جن است اما چون اختلاف در شکل و شمایل ، مرام ، طریقه زندگی و نیروهای آنها بسیار متفاوت است ما از لفظ عامیانه انواع استفاده منمائیم
جن از ابعاد مختلف شامل تقسم بندی مختلف است
تقسیم بر اساس ماهیت : آتش ، هوا ، دود
تقسیم بندی از لحاظ مکان زندگی
تقسیم بندی بر اساس دین و آئین
تقسیم بر اساس طوایف و مرام
البته با توجه به تحقیقات و تکمیل مطالب امکان جابجایی ، ادغام و اضافه شدن تقسیم بندی ها وجود دارد.
تقسیم بر اساس ماهیت
جن ها از لحاظ ماهیت یا بهتر بگوییم غالب بودن خواص به سه دسته تقسیم میشوند:
جنهایی که به رنگ تیره رویت میشوند که در آنها دود آتش بر دیگر مواد غالب است: که سرعت آنها به نسبت انواع دیگر متوسط است.
جنهایی که سرخ رنگ هستند و در آنها شعله و رخشندگی غالب بر مواد دیگر است : آنها دارای قدرت خاصی هستند و ارتباط با آنها باعث عوارض و بیماریهای بیشتری در انسانها میشود از جمله کم سو شدن سریع چشم به عنوان مثال ع.احمدی از اساتید علوم غریبه که در امور سایت ما را یاری میکنند درباره ارتباط با این نوع اجنه میگویند به علت مداوت زیاد به این کار در حال حاضر نمیتوانند عقربه های ساعت را که در فاصله یک متری شان قرار دارد تشخیص دهند ایشان میگویند هر گاه میخواهم به اطراف نگاه کنم حرارت ، گوشه چشمانم را اذیت میکند.
جنهایی که به رنگ سفید و گاهی شفاف دیده میشوند در آنها هوا و حرارت (انرژی حاصل از آتش )غلبه دارد، از لحاظ قدرت بسیار قوی و دارای قابلیتهای بالایی هستند و تسخیر آنها حتی توسط مجربین اهل احضار بسیار خطرناک و پرضرر است به گفته اساتید گاهی پس از گذراندن ریاضتهای طاقت فرسا برای تسخیر این نوع از جن ، انسان در هنگام رویت ابتدا دچار احساس راحتی شده و حالت سرخوش به او دست میدهد و پس از دقایقی با جاری شدن خون از بینی ، احساس خواب آلودگی کامل کرده و از هوش میرود و با تجدید ملاقات ، اختلالات مغزی بر او عارض میشود گاهی اوقات در ابتدای امر شخص به علت سکته مغزی یا ایست قلبی جان خود را از دست میدهد.
تقسیم بر اساس طوایف و رفتارها
همانطور که انسانها دارای طوایف گوناگون و قبایل بیشمار هستند، اجنه، به علت جمعیت زیادشان به نسبت انسانها دارای طوایف بسیار میباشند که قابل شماره نیست. ما در اینجا قسمتی از تحقیقاتی که در کتب مختلف انجام گرفته بیان میکنیم:
((شیرین یربوع)) نوعی از جن است که به شکل زنان است و در بیشه زارهای بیابانها از این نوع جن زیاد بسر می برند. این نوع از جن اگر بر کسی از انسانها دست یابد ، با او به بازی می پردازد، همانطوری که گربه با موش بازی می کند و بتدریج او را می کشد و اگر ببیند که کسی زیبا و خوبرو است ، مفتون و شیفته ی او شده و به ایذاء و اذیت او می پردازد .
((شیرین یربوع)) تا مدت زمان طولانی با ((سعلات)) همراه و همدم بود تا اینکه در شبی از شبها ، سعلات برقی را دید و قصد آن کرد و رفت.فرزندان سعلات را که از شیرین یربوع متولد شده بودند ، بنی سعلات می گویند.نوعی دیگر از جن وجود دارد که بنام الزلاب معروف است و در سرزمین یمن بسر میبرد و گاها در اطراف مصر هم دیده شده است.
اگر این جن به کسی دست یابد ، با او مجامعت می کند و اهالی آن سرزمین ها این جن را می شناسند. این جن چنانچه به هر کس تجاوز کند به او زحمت می دهد تا حدی که ممکن است موجب هلاک وی شود زیرا قضیب او مانند سر گاو است.
مردم وقتی که او را می بینند از خود بی خود می شوند .اما گاها نیز ممکن است که مردی شجاع با این نوع از جن برخورد کند که در این موقع جن قصد او نمی کند. به عبارت دیگر جرات جسارت به او را ندارد!نوعی دیگر از جن بنام الغدار وجود دارد که در جزایر دریاها زندگی می کند. شکل این جن مانند آدمی است که چنین به نظر می رسد که بر موجودی چون شتر مرغ سوار است و اگر به کسی دست یابد ، هلاکش می کند. گفته شده که قومی در سفر با او به جنگ پرداختند و همگی با وی درگیر شدند که ناگهان جن بانگی برآورد و همگی را هلاک نمود. از انواع دیگر جنها که از او نام می بریم ، جنیست که «وشق» نام دارد و شکل او مثل یک نیمه ی آدمی است و می گویند که نسناس از این نوع جن به وجود آمده است.
نسناس طایفه ای بودند که به انسان شباهت داشتند و پیش از خلقت بشر، در زمین میزیستند و سپس منقرض شدند.گفته می شود که دانشمندان بقایای جسد نسناس هایی را از زیر خاک به دست آورده اند. اگر وشق ، کسی را دربیابانها و جنگلها و مناطقی نظیر اینها مشاهده کند،به شخص حمله ور می گردد.در یکی از سفرها، علقمه بن سفیان، وشق را دید. هر دو به جانب همدیگر حمله ور شدند و علقمه ضربتی با شمشیر بر او وارد ساخت وشق نیز هم زمان با ضربت علقمه ، ضربتی بر علقمه وارد ساخته بود که در نتیجه ی آن هر دو به هلاکت رسیدند.
علاوه بر جن های نام برده در فوق از جنی بنام « منها » یاد می کنیم که کارش فریب و گمراه کردن زاهدان و عابدان می باشد. این جن مسائلی عجیب از خود بروز می دهد تا پرهیزگاران و عابدان چنین پندارند که صاحب کرامات شده اند و آنچه از آنها صادر می شود واقعاً از خودشان است و بدین نحو بتدریج دچار عجب و غرور شده تا از صراط مستقیم گمراه گردند و در گمراهی بمیرند.
حکایتی را در این باب جهت روشن شدن موضوع ذکر می کنیم:
می گویند که یکی از زاهدان صومعه ای داشت و مهمانی نزد آن زاهد آمد.مهمان می دید که هر شب هنگام افطار نزد زاهد ، چراغ و چراغدان و سفره ای حاضر می شود. مهمان متعجب می شد لذا از زاهد پرسید که این وسایل از کجا می آیند؟ زاهد در جواب دادن به مهمان روی گردانید. مهمان در سئوال خود اصرار ورزید. زاهد گفت: مدتی است که هر شب چنین می شود تا من گمان کنم که اینها از کرامات من است اما من در همان وهله ی اول دانستم که او شیطان است.به محض اینکه سخن زاهد به اینجا رسید ، فوراً چراغ خاموش شد . جناب آقای پورابراهیم صاحب کتاب دنیای مرموز جنالبته طوایفی دیگر از جنیان بصورت مفصل در قسمت تخصصی توضیح داده شده است.

__________________________________________________ _____________________________

دیدن جن :

دیدن جنها پس از طی دشواریهایی که در ریاضت و یا طرق دیگر برای انسان دارد حاصل میشود و به دلیل هم سنخ نبودن این دو موجود، ملاقات مشکلاتی را به همراه دارد. حضور جن فضایی را که انسان در آن قرار دارد سنگین میکند و بسته به قدرت روحی انسان، نوع ریاضت و راهی که طی نموده، نوع جن احساس سنگینی شدت و ضعف دارد. سنگینی که بیان شد : شبیه حالت شخصی است که مدتی نخوابیده و خواب بر او فشار میآورد میباشد (البته این مثال برای نزدیک شدن به ذهن میباشد)

فرقی که این حالت با آدم خواب آلوده دارد در هوشیاری بودن (در این حالت) و نیمه هوشیاری در حالت خواب آلودگی است. البته حالات دیگری نیز هنگام رویت جن در انسان رخ میدهد، اما آنچه ذکر شد از مسائل بارز میباشد. پس از مفارقت این دو موجود حالت خستگی شدید و کوفتگی بدن و نیاز به استراحت در انسان ایجاد شده که نشانه از دست دادن انرژی و بنیه جسمانی است. این حالت هم شبیه کوه کندن یا بالا رفتن از کوه بدون تمرین، نرمش و امادگی قبلی است.
کسانی که از راه های خاص برای دیدن جن استفاده میکنند و اشخاصی که دارای روح بسیار قوی هستند با کمترین مشکلات ممکن در رویت جن روبرو هستند.(در مبحث روح دستوراتی برای تقویت روح ذکر شده است مراجعه شود) باز هم تکرار میکنیم: کمترین مشکلات ممکن نه بدون مشکل. در هر حال استمرار مروادت و همنشینی با اجنه بدون هیچ شکی باعث تحلیل قوای جسمانی، روحانی و تحمل فشار برای سیستم عصبی میشود.
دیدن جن منحصر به روز و شب نیست. در بعضی کتب نوشته شده سعلات در روز و غول (انواعی از اجنه) در شب دیده میشوند. ما به هیچ عنوان چنین مطلبی را نمیپذیریم زیرا جن با انسانها و در همین دنیا در حال زندگی کردن است و بسته به هوایی تر بودن از خواص ویژه ای برخوردار است و دلیلی بر روز یا شب دیده شدن آنها نیست.
دیدن جن در سه حال صورت میپذیرد:
بصورت اتفاقی: که شاهد مثالهای زیادی دارد و برای خیلی از افراد پیش می آید در شرایط خاص که قالبا در طبیعت اتفاق می افتد
تسخیر: بوسیله شخصی که میخواهد جن را ببیند که از طریقه هایی که در قسمت بعدی خواهد آمد میتوان به آن رسید
تمایل از طرف اجنه: برای کسب علم و دانش از پیامبران، دانایان و بزرگان یا اموری دیگر مثل تقاضای ازدواج از طرف جن.
تحلیلی بر طرق ارتباط با جن
ارتباط با جن و رویت آن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجود میباشد و برای مردم عادی راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد
۱- طریقه اذکار: که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد
۲- اجرای اعمال: اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و… در کنار یکدیگر
۳- استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود
۴- تنهایی در طبیعت: با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود
۵- بزرگی روح: اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند که این قسمت خارج از بحث تسخیر است چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود.
چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است.
مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود:
ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق چه ذکر، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد – در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد و در حال زندگی کردن و تردد در کوچه و خیابان و بین انسانها است اما اجازه دخالت در امور جاری زندگی انسانها را بصورت طبیعی ندارند.
آنها با سرعتی فوق العاده مشغول به امور مربوط به خود هستند. آنها ظاهر نمیشوند، این انسانها هستند که قابلیتی از قابلیتهای خود را از بالقوه بودن به فعلیت میرسانند تا توان رویت جن و دنیای نامحسوس آنها را پیدا میکنند. البته تراکم آنها از لحاظ فیزیکی و بالا بردن قدرت روحی در دیدن جن ملازم یکدیگر است. بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم.
اولین بار رویت جن یعنی دیدن همیشگی او با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود (مگر از طریق ادعیه و اذکار بسیار خاص) دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد

تنها فرقی که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید (صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند)

__________________________________________________ ___________________________

دین جن :

اجنه مانند انسانها مکلف هستند. این مسئله در قرآن به صراحت آمده است. آنها کافر، یهود، مسیحی، مسلمان و آتش پرست هستند. جنیان غالبا به دوسته بزرگ از نظر دینی تقسیم میشوند: کافر و دیندار به یکی از ادیان الهی.شاید در بین آنها ادیان دیگر وجود داشته باشد اما به قدری کم است که ما در هیچ منبعی آثار آن را ندیده ایم.

در سوره جن آمده: عده ای از جنیان آیات قرآن را شنیده و به اسلام روی میآورند این دلیلی قوی بر مکلف بودن آنها است. در ترجمه آیه ۴ از همین سوره استاد الهی قمشه ای نوشته است: و البته سفیهان و بی‏خردان ما به خدا دروغ می‏بستند (که به او فرزندی مسیح و عزیر و فرشتگان را نسبت دادند) و این نیز دلیلی بر دینداری آنها به ادیان دیگر الهی است. البته از لحاظ عقلی هم واضح است: موجودی مانند انسان مکلف میتواند به ادیانی که انسانها دارند گرایش پیدا کند و قطعا هم همینطور است. اما اینکه چرا آنان بیشتر به ادیان الهی گرایش دارند میتوان چند مورد را بیان کرد:
۱٫بعضی از ادیان توسط خود بشر ایجاد شده و اثر خرافات است: مثل مدفوع پرستان یا حیوان پرستان که در هند هستند، اینگونه اعتقادات در جن کمتر راه پیدا میکند چون با وجود پایینتر بودن عقل جن نسبت به انسان آنها از قابلیت تجسم بعضی واقعیتهای متافیزیکی برخورداند (به قسمت قدرت و سرعت جن مراجعه نمایید) یعنی آثار مترتب و حقیقی در بسیاری از مواد را به چشم میبینند بنابر این دلیلی برای پرستش خبائث(مدفوع) و بهائم (مانند گاو) و… برای آنها وجود ندارد.
۲٫فرمانبرداری از بزرگان خود: که باعث میشود از خطاها و جسارت بر راه اندازی ادیان خرافی پرهیز کنند و این موضوع در بسیاری روایات آمده که بزرگانی از جن به خدمت پیغمبران و اولیاء الهی میرسیدند و از هدایتهای آنها استفاده کرده و به قوم خود انتقال میدادند.
۳٫طولانی بودن عمر جنیان: این موضوع از مسائل بسیار مهمی است که باعث عدم خطای آنان میشود. آنها چون عمرهای طولانی دارند تحریف در ادیان و دستورات بسیار بین آنها کم است چون بعضی از آنها وجود دو یا چند پیغمبر
و راهنمای الهی را درک کرده و از محضرشان استفاده نموده اند.
۴٫تشخیص مسائل روحی و اخلاقی جنیان: جن قدرت تشخیص راست و دروغ و درک کرامات انسانی را دارد، از سرعت بالا نیز برخوردار است ضمن اینکه حضور او برای خواص بدون ضرر است، با این قابلیتها میتواند از حضور انسانهای
بزرگ استفاده نمایند و حقایق وظیفه خود را به خوبی بداند.
نکته: جنها در حالیکه دسترسی شان به حقایق بیشتر از انسانها است به علت ضعف قوه عاقله بسیاری اوقات به اشتباه میروند این به خطا رفتن دلیل بر عدم دینداری آنها نیست. با ارزشترین مردم نزد خدا با تقواترین آنها است این حدیث شامل جنیان نیز میشود و دربین جن و انسان مسئله قدرتهایی که خداوند عنایت فرموده در ارزشها لحاظ نمیشود انجام به وظایف با نیت خالص مد نظر است. هر دو موجود مورد آزمایش الهی قرار دارند. حال آنکه امکانات بیشتری دارد باید بار وظایف و تکالیف سنگین تری را بدوش کشد.
جنیان دارای پیغمبر و راهنمای مستقیم الهی از جنس خودشان نیستند و امور از طریق راهنمای انسانی (اعم از پیغمبر و امام معصوم) به آنها منتقل میشود.
ما در سلام به ائمه معصوم بخصوص ساحت مقدس حضرت ولیعصر( ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) میگوئیم السلام علیک یا امام الانس و الجان: انس جمع انسان و جان جمع جن است یعنی سلام بر تو ای پیشوای انسانها و جنیان.
مرحوم طبرسی نقل کرده اند که پیامبری بر خصوص جن مبعوث شده به نام یوسف و اقوال متعددی را در این زمینه میدانند، اما این مسئله بسیار ضعیف است و ایشان نیز خود به صراحت بر این موضوع تاکید نکرده اند.
از کلام هام نوه ابلیس بر می آید که حضرت موسی و حضرت عیسی (ع) هم بر ایشان مبعوث بوده اند زیرا او گفته:آنان بر من تورات و انجیل آموختند، تو هم قرآن یاد بده و من به تو ایمان آوردم. (بحار جلد ۱۸ص ۷۸ و سفینه البحار ج ۱ ص ۶۷۹ )
جنیان با تفاوت ادیان مکان زندگیشان را تغییر میدهند و غالبا هر قوم دارای یک دین هستند. در روایتی پیغمبر اسلام (ص) به جنیان کافر دستور به زندگی دور از شهرها زندگی و به دیندارانشان اجازه زندگی در دهات و روستاها نزدیک انسانها را دادند.
آتش پرستان جن در کنار آتشفشانها زندگی میکنند همانطور که در کتاب آقای حسین احمدی آمده قوم کواریون از اجنه در زیر قله دماوند شهری دارند

نکته: ما در قسمتهای دیگر اشاره به چگونگی زندگی و مکان زندگی جنیان کرده ایم، جن به خاطر لطافت جسمی نیاز به تبعیت از قواعد محسوس انسانی از قبیل محصور بودن در مکانی مثل خانه های انسانها را ندارند حتی این مسئله که یکی از اماکن برای زندگی جنیان بالای سقفهای بیش از ۳ متر است از مسلمات اهل تجربه و توصیه های معصومین است پی دلیلی بر رد گفته استاد احمدی درباره مکان زندگی قوم کواریون نیست.

__________________________________________________ __________________________

ازدواج جن :

درخواست ازدواج جن با انسان

حجه الاسلام آقا سید محمد ابراهیم حسینی (صدر)نقل فرمودند که :من در سال۱۳۷۴ در روستای کرزان از توابع تویسرکان منبر می رفتم. روز تاسوعا بود. بامیزبان خود اقای محمود افشاری برای گردش به صحرا رفتیم . پدری با دوفرزندش را دیدیم که لوبیای قرمز می کاشتند. بعد از احوالپرسی سخن معجزه ائمه به میان آمد.آقای کریمی داستان جالبی نقل کرد وگفت :یکی از بچه ها به نام عباس مرد متدین ودقیق در انجام تکالیف شرعی است که با مادر وهمسر خود زندگی می کند. روزی از محل کار خود خارج شده به سوی منزل میرود در بین راه صدای دختری به گوش میرسد که ایشان را با نام صدا میزند. وقتی که بر میگردد دختری زیبا با قیافه بسیار دلفریبی را مشاهده میکند. آن دختر اظهار می کند عباس من عاشق تو شدم و در خواست ازدواج با تو را دارم . عباس با شنیدن این کلام در حالی که از اتهام مردم هراسان است که در کوچه با چنین دختری مشغول صحبت گردیده گفت : من همسر و مادری در تحت تکلف خود دارم و هیچ گونه توانایی اراده دو همسر ومادرم را ندارم .دختر اظهار میکند که من از شما توقع مخارج وغیره را ندارم بلکه نیازهای مادی شما را هم هرچه باشد برطرف خواهم کرد . عباس می گوید چون نمی خواستم در جایی که مردم متوجه بودند با او صحبت کنم تا مبادا آبرویم خدشه دار شود لذا بی اعتنایی کرده و به سوی منزل روانه شدم .
وقتی به منزل رسیدم دیدم جلوتر از من آمده و در منزل نشسته است . گفتم: من تا به امروز اصلا تو را ندیده ام تو چطور ندیده عاشق من شده ای؟
گفت : من از طایفه جن هستم انسان نیستم ولی چکنم عاشق و دلباخته تو شده ام و از تو تقاضای ازدواج دارم و تمام زندگی ترا تضمین میکنم که با خوشبختی زندگی کنی .
عباس میگوید او هرچه اصرار می کرد من مخالفت میکردم تا اینکه گفت : عباس من میروم تو تا فردا با مادر و همسرت مشورت کن. در همین حال مادر وهمسرم نشسته بودند
گفتند : گویا تو با کسی صحبت میکنی ما که غیر از تو کسی را نمی بینیم من جریان را شرح دادم
مادرم گفت : عباس جن زده نشده باشی؟ آن روز گذشت فردا من طبق معمول به دکان رفته مشغول کار شدم ودر وقت همیشگی به خانه بر گشتم وقتی که وارد شدم دیدم باز آن دختر نشسته و منتظر است .
بعد از سلام و جواب گفت : عباس! با مادر وهمسرت مشورت کردی؟ گفتم: دیروز من به تو گفتم من نیازی به ازدواج دوم ندارم و خواهش میکنم که دست از من بردار.
او گفت : من در عشق تو بیقرارم و می سوزم استدعا میکنم با من ازدواج کنی و همین طور اصرار میکرد .
گفتم : خلاصم کن من ابدا به ازدواج دوم تن نخواهم داد باز دیدم رهایم نمی کند ناچار برای خلاصی خود سیلی محکمی به صورتش زدم .

نگاه به من کرد وگفت: اگر من چنین سیلی به تو بزنم زنده نخواهی ماند . در همین حال وقتی از من مایوس شد یک سیلی به من زد .دیگر نفهمیدم جریان چه شد. وقتی مادر وهمسرم می بینند من نقش زمین شدم مرا به پزشک می رسانند . ولی چون کاملا لال شده بودم از معالجه من نا امید می*شوند. عباس بعد از مدت مدیدی با همین حال که قادر به سخن نبود زندگی میکند تا اینکه روزی آرزو میکند که به زیارت امام رضا (ع) نائل آید و این آرزو را با اشاره به نزدیکان خود میفهماند . مادر وهمسر و برادری که در تهران زندگی میکرد به همراه عباس به مشهد مقدس عازم میشوند . یک هفته در مشهد میمانند و هر روز به زیارت مشرف میشوند تا اینکه روزی در منزل عباس امام رضا(ع) وامام زمان (عج) را در خواب میبیند و شفای کامل پیدا میکند.

__________________________________________________ __________________________

خلقت جن :

هنگامی که زمان ایجاد عالم و نشاه جنیان فرارسید ، سه امین از امنای فرشتگان در فلک اول توجهی کرده سپس از کارگزارانشان (از آسمان دوم ) آنچه را اینها در آفرینش و ایجاد نیازمند بدانند گرفته و پس از آن به آسمانها فرود آمدند و از کارگزاران دو ( فرشته ) از آسمان دوم و ششم آنجا گرفتند و به ارکان و عناصر فرود آمدند و محل را آماده ساختند.

آنان (سه امین)را سه امین دیگر در پی آمد و از کارگزارانشان از آسمان دوم آنچه را که نیاز بدان (در نش و ایجاد) داشتند گرفتند و به آسمان سوم و پنجم آنجا فرود آمدند و دو فرشته دیگر گرفتند و به آسمان ششم گذر کردند و کارگزار دیگری از فرشتگان گرفته و به ارکان و عناصر فرود آمدند تا تسویه و پرداخت را کامل نمایند ، در این حا شش فرشته باقیمانده فرود آمده و بقیه کارگزاران را که در آسمان دوم و در آسمانها بودند بر گرفتند .
بنا بر این همه گان بر توصیه و پرداخت این نشاه (به فرمان علیم و دانای حکیم ) گرد آمدند. وچون نشاه جن به پایان آمد و کالبدش برپا گشت . روح از عالم امر توجهی
کرد و در آن صورت روحی دمید که به سبب وجود آن در وی حیات ساری گشت و برخاست و زبان به ثنا و ستایش آنکس که پدیدش آورده است به زبان فطرتی که بر آن سرشته شده است گشود . و در خویش عزت و عظمتی دید که نه سببش را میدانست و نه برآن کس که بدان (عزت و عظت)افتخار میورزد زیرا آنجا مخلوق دیگری از عالم طبایع جز خودش نبود از این روی عابد پروردگارش و مصمم بر عزت و افتخار خویش و متواضع و فروتن نسبت به ربوبیت ایجاد کننده اش ( بدانچه که نشاه اش بر آن سرشته شده) باقیمانده تا اینکه آدم خلق شد . وچون جنیان صورت او را دیدند بر یکی از آنان که نامش حارث بود دشمنی آن نشاه غلبه کرد و بادیدن آن صورت آدمی روی در هم کشید و آن ترشرویی وی برای همجنسانش روشن شد و چون اندوه و غصه اش را دیدند وی را در آن کار سرزنش و نکوهش نمودند و چون کار آدم تمامی یافت حارث انچه را در دلش (از بغض و کینه و دشمنی) داشت آشکار ساخت و از امتثال فرمان آفریدگارش به سجود بر آدم ، خود داری کرد و بر آدم به سبب نشاه اش که خاک است، اسکتبار و بزرگ منشی ورزید ، و به اصل و نشاه خویش ( که آتش است) افتخار ورزید .
ولی راز قوه و نیروی آبی که خداوند هر چیز زنده ای را از آب آفرید و حیات جنیان هم از آن است (ولی نمیدانند) از وی پنهان ماند .

(دانستنیها و داستانهایی در مورد جن ص ۶۲)

__________________________________________________ __________________________

معانی جن :

(جن) در لغت به معنی موجود پنهان و نامرئی بوده و تمام مشتقاتش بر استتار و پناهنی دلالت دارد ، مانند (جنت) که به معنی باغی است سر سبز و آباد، و (جنان) یعنی آن دلی که در سینه پنهان است، و (جنین) به معنی کودک در شکم ، و (مجنون) که آثار و نشانی از عقل در او دیده نمی شود ، و (جنه)به معنی سپر که جنگجو سر و گردن خود را با آن می پوشانند.

در فارسی به جن و شیطان ،( پری ، دیو و اهریمن ) نیز می گویند که ظاهراَ این ترجمه غلط است. زیرا کلمه شیطان مترادف در فارسی ندارد و باید عین لفظ در ترجمه بیاید. جن به معنای شیء مستور است، یعنی شیء نامرئی و پوشیده شده و غیر قابل رویت. استاد مرتضی مطهری درکتاب اقرب الموارد و قاموس قرآن آمده است که جان اسم جمع جن است اما در مجمع البحرین و کشاف آمده است که جان پدر بزرگ جن است . و در معیار الغت آمده است که جان پدر جن است مثل آدم که پدر بشر است و این واژه هفت بار در قرآن کریم آمده است دو بار درباره عصای موسی و پنج بار در مقابل انسان . در تفسیر روح البیان و مجمع البحرین آمده است که جمع جن میشو جنی زیرا اجنه جمع جنین است نه جن. در مفردات راغب اصفهانی آمده است : اصل کلمه جن پنهان و پوشیده بودن شیئ از حواس است.
در فرهنگ المنجد در معنای جن آمده است : جن الیل به معنای تاریکی شب و پوشانندگی آن است و جن الناس به معنای بزرگان آدمیان است .
وقتی که گفته میشود : لا جن بهذالامر یعنی آن کار مخفی و پنهان نیست جنه مفرد جنی است و نیز مفرد جنیه است.
راغب در (محاضرات) در وجه نامیدن جن گفته: جن چون از نظرها مستور است او را جن گفتند .
نظر سایت جن:
در معنای لغوی جن این است که جن در عربی به همان معنای پوشیده ، پنهان، غیر مرئی ، یا پشت پرده در فارسی میباشد.
معنای اصطلاحی جن
ما در اصطلاح، جن به مخلوقی از مخلوقات خدای متعال اطلاق می شود که نامرئی است و از حواس ظاهری انسان پنهان است، جن را به این جهت جن نامیده اند که به چشم نمی آید مگر در موقعی که بخواهد قدرتی را که خدای متعال در او قرار داده به نمایش بگذارد.(جنّه) جمع جن است و (جانّ)«تشدید نون»ابوالجن یعنی پدر جن هاست.
در فرهنگ لاروس و المنجد آمدهجن:موجود نامرئی بین انسان و ارواح است، پری. واحد آن جنی و مونث آن جنّیه است)
۳٫ در مجمع البحرین آمده :جن موجوداتی اند که بر خلاف انسان هستند و به خاطر این که دیده نمی شوند جن نامیده شده اند.گفته شده که جن اجسامی اند هوائی که قادرند به اشکال مختلف درآیند. آنها دارای عقل و فهم بودهو بر انجام اعمال سخت قدرت دارند و ابن عربی حکایت کرده:مسلمین اجماع دارند که اجنه می خورند و می آشامند و نکاح می کنند، بر خلاف فلاسفه که منکر وجود جن هستند. علامه مجلسی(ره) در بحار از ابن سینا نقل کرده که در رساله (حدود الاشیاء) گفته: جن حیوانی است هوائی که به اشکال مختلف متشکل می شود و این تعریف، شرح الاسمی است،«نه حقیقی»
۴٫مرحوم طبرسی (ره) در مجمع البیان، ذیل سوره جن فرموده:جن صنفی از
مخلوق هستند که اجسام نازک و لطیف و سبکی دارند، به صورت و شکل مخصوص، به خلاف انسان و فرشته
۵٫مرحوم قمی(ره) در تفسیر خود فرموده:«جنیان فرزند جاننّد» همانطور که انسان ها فرزند آدمند
۶٫مرحوم ملا فتح الله کاشانی(ره) در تفسیر منهج الصادقین فرمودندجن اجسام لطیفه شفافه اند که ناریه و هوائیه بر ایشان غالب است و به اشکال مختلفه متشکل می شوند)
۷٫فخر رازی در تفسیر کبیر خود گفته:علما درباره جن اختلاف کردند. بعضی گفتند: جن از جنس غیر شیطان است و صحیح آن است که شیاطین از اقسام جن هستند، پس هر هر جنی که مومن باشد شیظان نامیده نمی شود و هر جنی که کافر باشد به اسم شیطان نامیده می شود و دلیل بر صحت این مطلب آن است که لفظ جن مشتق از اجتنان به معنای استتار است و هر چه که چنین باشد از جن شمرده می شود.
۸٫راغب در (محاضرات) در وجه نامیدن جن گفته: جن چون از نظرها مستور است او را جن گفتندو در بسیاری از استعمالات، جن و شیطان متحد می نمایند و به فارسی « دیو » گویندو شخص دیوانه را مجنون گویند و غریف جن:غالباً آوازی است که از باد یا غیر آن در بیابان ظاهر می شود.
۹٫هیچ اختلافی بین امامیه و بلکه بین مسلمین نیست در اینکه جن و شیاطین اجسام لطیفه هستند که در بعضی مواقع دیده می شوند و در برخی موارد دیده نمی شوند و دارای حرکات سریع می باشند و بر انجام کارهای قوی و پرتوان قدرت دارند و همانند خون در اجساد بنی آدم جریان دارند و خدای متعال
طبق مصالح آنها را به اشکال مختلف و صورتهای متنوع شکل می دهد، چنانکه سید مرتضی(ره) به آن معتقد است، یا اینکه خدای متعال قدرت انجام چنین کاری را در وجود آنها قرار داده است، چنانکه این مطلب از اخبار و آثار ظاهر و آشکار است.
۱۰٫همه توافق دارند که جن و شیاطین عبارت از اشخاصی نیستند که دارای اجسام کثیف(قابل رویت) باشند و مانند انسان و حیوانات رفت و آمد داشته باشند،بلکه قول به دست آمده دو تاست:۱-آنها اجسامی هستند هوائی که قادرند به اشکال مختلف شکل گیرند و دارای عقل و فهم هستند و قدرت دارند
کارهای سخت و طاقت فرسا انجام دهند.
۲-حکما موجوداتی را ثابت کردند که نه مکان دارند و نه حالتی در مکان و گفتند:آنها مجرد از اجسام هستند.
۱۱٫جن جسمی ناری و سفلی(پست) است که به اشکال مختلف در می آید حتی به شکل سگ و خوک، ولی به شکل فرشته و نبی در نمی آید.
۱۲٫علامه طباطبائی فرمودند:کلمه جن به معنای نوعی از مخلئقات خدا است
که از حواس ما مستورند و قرآن کریم وجود چنین موجوداتی را تصدیق کرده و درباره آن مطالبی بیان کرده است.
در فرهنگ عمید جن چنین معنا شده :
جن- جنه به کسر جیم و تشدید نون) به موجودی خیالی و به موجودی خیالی و غیر مرئی بین انسان و ارواح میگویند که واحدش جنی و مونث آن جنیه است . جنی یعنی یک مرد جن و جنیه یعنی یک زن جن.
نویسنده برهان قاطع در معنای جن گفته است :
جن بکسر اول در عربی معروف است که پری و دیو باشد و دل را نیز میگویند و قلب هم خوانند و اول و تخست را هم گویند که در مقابل کهنگی است . در فرهنگ عربی المنجد هم مانند فرهنگ عمید جن بع نای موجودی خیالی بین انسان و ارواح آمده وبه این سبب به این اسم نامیده شده که از دید ما مخفی و پوشیده است .
در فرهنگ لاروس در معنای جن نوشته شده است :
الجن : موجود نامرئی بین انسان و ارواح . پری . واحد آن جنی و مونث آن جنیه است
نظر سایت جن:
اما در هر صورت باید بگوئیم اطلاق جن به جانور اصلا درست نیست ( چون بعضی جاها آمده جن جانوریست که…) چون جانور قوه عقل را ندارد در صورتی که جن قوه عاقله و تفکر دارد اما از جانور بالاتر و از انسان پائین تر است اعتقاد ما این است که حتی چندین صنف موجود پائین تر از جن و بالاتر از حیوان(جانور) وجود دارد که در بخشهای دیگر سایت از آن به عنوان آل، دیو و… بحث شده است لازم به ذکر است که این بالائی و پائینی منظور همان رتبه وجودی در کمال میباشد مثل انسان که اشرف مخلوقات است.

در مورد معنی اصطلاحی ترجیحا توضیحات سایت در قسمت ماهیت کاملتر میباشد.

__________________________________________________ ____________________________

ماهیت جن :

ماهیت به معنای چیستی است و در اینجا اقوالی که درباره چیستی جن وجود دارد ارائه میکنیم ضمن اینکه با گذشت زمان مطالب این صفحه نیز تکمیل تر میگردد.

خلقت جن از آتش است نه آتش شناخته شده بلکه سخن از نوعی آتش است برای اینکه گفته شده نار و لفظ نار نکره است و معرفه نیست به همین جهت مراد آتش معمولی نیست در این مورد خدا به دو نوع از مرحله خلقت جن اشاره کرده یک مرحله مارج و دیگری نار، مارج در این جا منظور اختلاط شعله های آتش میباشد و بعضی گفته اند که معنی تحرک نیز در آن هست که تفاسیر آن را به شعله های بی دود تفسیر کرده اند
مارج مرحله دیگر از نار است و نار خودش قابل رویت است ولی مارج محصول نادیدنی از آتش است که همان انرژی حاصله از آتش است که حرکت کننده و نفوذ کننده و همراه با ارتعاش است یا همان امواج حرارتی است یا چیزی حاصل از امواج حرارتی.
در قرآن آمده است : و خلق کردیم جن را از نار سموم منظور از نار سموم این آتش برافروخته مانند آتش دست آورد بشر نیست بلکه از آتش فراگیر و سوزنده قبل از آفرینش انسان است و اگر قرار باشد آن طور که آیات دیگر خبر میدهند جهان جن را یک جهان پهناور بدانیم لازم است نار سموم را نیز یک آتش گسترده وپهناور و دراز مدت و پایدار بدانیم که همان آتش های مربوط به دوران پیشین زمین است یا آتشهای درون زمین و یا مربوط به کرات آسمانی و خورشید ها است که جهان جن از نار سموم ساخته و آفریده شده است باید پذیرفت این منبع آتش هنوز هم هست و هنوز هم منشاء پیدایش افراد و اصناف جن میگردد.
اجنه اجسامی هوایی یا ناری (آتشی)هستند که قادرند به اشکال مختلف درآیند. و دارای عقل و هوشند. در جن و شیطان جنبه هوا و آتش غالب است و ساختمان بدنشان طوری است که در نهایت لطافت بوده و کاملا قویمی باشد اما کسانی که به عالم مجردات اعتقاد دارند می گویند اجنه موجوداتی ارضی و سفلی هستند، پاره ای از این موجودات سفلیه تابان و الهی اند که اجنه صالحه هستند.
عده ای از فیلسوفان گذشته و اصحاب ریاضت، جن را ارواح سفلیه می نامیده و معتقدند که ارواح سفلیه سریع الاجابه هستند و ارواح فلکیه نصی الاجابه و قوی میباشند. و نیز معتقدند که اجنه جسم نیستند و داخل در اجسام دیگر هم نیستند بلکه قائم به نفس خود می باشند.
گروهی دیگر معتقدند که اینها ارواح بشر هستند وقتی که ازبدنها جدا می شوند قدرت و کمال آنها زیاد می شود. نظر من این است که این گفتار با نص صریح قرآن سازگاری ندارد و مردود است.
رقیه یعقوبی صاحب کتاب دنیای شگفت جن، ابلیس، شیطان جنها موجودات نامرئی هستند که از آتش بدون دود یا انرژی حرارتی آفریده شده اندکه احیانا دیده هم میشوند. جن در ردیف انسان است، یعنی در عالم جزء مخلوقاتی است که مکلف و موظف اند، مثل انسان، منتها مخلوقی است که درجه ‏اش از انسان پایین‏تر است.
قرآن می‏گوید ما انسان را ازخاک، گل، این جور چیزها آفریدیم و جن را از شعله هایی از آتش آفریدیم ” « و خلق الجان من مارج من نار »” جنس او آتشین است، این یک جنس است و او جنس دیگری، مبدا مادی این یک چیز است و مبدا مادی او چیز دیگری.
شیطان هم راجع به آدم اول همین حرف را زد، گفت ” « خلقتنی من‏ نار و خلقته من طین »” مرا از آتش آفریدی و او را از گل.
در قرآن به جن و انس ” ثقلین ” گفته شده است، بر خلاف ملائکه که داخل در ثقلها نیستند. ” ثقل ” از همان ماده ” ثقل ” که به معنی سنگینی است. اشیائی که وزن دارند ثقل و جسمهایند که دارای سنگینی هستند.
در اینکه انسان ثقل است یعنی دارا وزن و سنگینی باشد، امر مشکلی بوده است. حداکثر آنچه که تصور می‏کردند ( این بود که‏ ) مثلا در مورد هوا می‏گفتند هوا جسم هست ولی جسم غیر مرئی است چون ما یکدیگر را به وساطت هوا و نور می‏بینیم اما خود هوا را نه می‏بینیم و نه‏ لمس می‏کنیم، وجود هوا را به قرائنی به دست می‏آورم، از قبیل اینکه وقتی مثلا کوزه‏ای را در آب فرو می‏بریم می‏بینیم قلقل می‏کند، احساس‏ می‏کنیم که یک چیزی دارد خارج احساس می‏نیم یک چیزی با صورت و دست ما تماس پیدا می‏کند و فشار می‏آورد، در صورتی بود که ( قدما ) راجع به‏ اینکه یک شی‏ء جسم باشد و مرئی نباشد داشتند.
ولی امروز مساله شکل دیگری پیدا کرده و آن این است : جسم یعنی شیئی که داراری جوهری باشد که دارای ابعاد است. اینکه در قدیم خیال می‏کردند همه جسمها سه بعدی است امروز مورد قبول نیست یعنی معتقدند که ممکن است جسمی دو بعدی باشد، جسمی یک بعدی باشد، جسمی چهار بعدی باشد، جسمی‏ شش بعدی باشد.
می‏گویند ما خودمان سه بعدی هستیم و ساختمان ادراک ما هم‏ ساختمان سه بعدی است یعنی ما فقط اجسام سه بعدی را درک می‏کنیم. اگر اجسامی باشند که سه بعدی نباشند، دو بعدی یا چهار بعدی باشند آن وقت دیگر ما نمی‏توانیم آنها را درک کنیم. شاید دو بعدیها را مثلا بتوانیم درک کنیم جهار بعدیها را نتوانیم یا بر عکس.
به هر حال ادراکات ما ادراکات سه بعدی است نه کمتر و نه بیشتر. بنابراین ممکن است در همین‏ فضا الان اجسامی وجود داشته باشند که جسم باشند، ثقل باشند، وزن داشته باشند، ما وجود آنها را احساس نکنیم ولی آنها واقعا وجود داشته باشند.
این احکامی هم که ما آنها را برای همه اجسام، قطعی فکر می‏کنیم آنچنان قطعیت ندارد. مثلا می‏گوییم که جسمی از جسمی‏ نمی‏تواند عبور کند. اگر همین اتاق درهایش بسته باشد ما دیگر نمی‏توانیم از این دیوارها عبور کنیم مگر اینکه بشکافیم. بدون اینکه شیشه را بشکنیم‏ یا در را باز کنیم و یاد دیوار را بشکافیم نمی‏توانیم عبور کنیم. ولی‏ می‏گویند اجسامی که مثلا دو بعدی هستند از همین دیوار عبور می‏کنند بدون آنکه دیوار شکافته شود.
آشنائی با قرآن ۶ تفسیر سوره الحمن: استاد مطهری
‏ جن در فرهنگهای مختلف با ماهیت های مختلف تعریف شده است:
در اروپا و غرب به غیر از قسمتهایی از قاره آفریقا جن را ارواح خبیث و سرگردان میدانند به این معنا که افرادی که میمیرند یا اعمال نیک دارند که وارد بهشت میشوند یا اعمال بد دارند که سرگردان هستند و آنها اجنه را ارواح سرگردان میدانند یعنی میگویند موجودی مجزای از انسان نیست یعنی ماهیت وجودی جن همان روح بدون جسم است.
تحقیقات گروه پژوهشی
نظر سایت جن درباره ماهیت جن:
جن موجودی دنیوی و مادی است. و هیچگونه سنخیتی با ملائک ندارد زیرا ملائک موجوداتی ماورائی و از عالم مجردات هستند. در حالی که جن از عالم ماده است ولی با حواس ما قابل ادراک نیست. انسان از خاک است و جن از آتش : اینکه انسان از خاک است به این معنا است که عنصر وجودی او از خاک است پس خاصیت خاک جرم داشتن و وزن داشتن است و اینکه جن از آتش است عنصر وجودی او دارای خواص آتش سبک بودن و هوایی بودن است.
حال تصور کنید:
انسان : موجودی که از خاصیتهای خاکی برخورداراست + دارا بودن عقل
جن: موجودی که از خاصیتهای آتش برخوردار است + دارا بودن عقل
انسان جسم متراکم و قابل رویت دارد و جن جسم غیر متراکم ( همانند دود آتش یا انرژی حاصل از آتش ) که هر گاه بخواهد همانند دود خود را متراکم کرده و به رویت در می آید و هر گاه بخواهد خود را لطیف و غیر متراکم میکند تا از نظرها پنهان شود.
برای واضح شدن موضوع بهتر است اینگونه بگوییم ما دارای روح هستیم و جسم، جسمی که از خاک است جن نیز دارای روح بوده (صرف نظر از چگونگی روح در جن) وجسم، جسمی که از آتش است تنها تفاوت جن با انسان در نوع جسم و تعقلات و تفکرات این دو موجود است.
خوب این مسلم است که قابلیت آتش، دود و حرارت توان شکل گیری به اشکال مختلف و ظرفی که در آن قرار میگیرد می باشد.

در مورد ماهیت جن که از دود آتش است یا از انرژی آتش یا از برق و رخشندگی آتش به صورت مفصل در قسمت تخصصی بحث نموده ایم و ما در این قسمت بطور اختصار برای تقریب به ذهن کاربران نظرمان را اعلام نمودیم.

مطالب مرتبط
دیدگاه ها بدون دیدگاه

دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است.

پاسخ دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.