Admin
واکنش به سوءاستفاده رخشان بنی اعتماد از قتل آتنا اصلانی
نظر دهید ۲۸ تیر ۱۳۹۶

سوژه جهت گرم‌تر شدن تنور ژانر بد بختی جور شد! ظاهراً با قتل آتنا اصلانی سوژه جهت تولید سری فیلم‌های تازه‌ای در ژانر بد بختی فراهم شده است و

واکنش به سوءاستفاده رخشان بنی اعتماد از قتل آتنا اصلانی

سوژه جهت گرم تر شدن تنور ژانر بد بختی جور شد!

ظاهراً با قتل آتنا اصلانی سوژه جهت تولید سری فیلم های تازه ای در ژانر بد بختی فراهم شده است و فیلمسازان این ژانر مجبور نیستند از یک دوره کسادی بازار زحمت ببرند. رخشان بنی اعتماد و رضا درمیشیان دو فیلمسازی هستند که تلویحاً قتل آتنا اصلانی را سوژه مناسبی جهت سینمای کشور عزیزمان ایران ارزیابی کرده اند.

رضا درمیشیان فیلمسازی است که پیش از این فیلم توقیفی من عصبانی نیستم و نیز فیلم لانتوری با عنوان اسیدپاشی را ساخته و روانه اکران کرده هست. این فیلمساز علاقه مند به مباحث ملتهب سینمایی راجع به قتل آتنا اصلانی گفته: «خاموشی در برابر این وقایع زمینه ساز قربانیان بعدی هست. با وجود همه توقیف ها، تهمت ها و محدودیت های ساخت و نمایش، سینماگران اجتماعی روایتگر همین داستان ها هستند.»

واکنش به سوءاستفاده رخشان بنی اعتماد از قتل آتنا اصلانی

رخشان بنی اعتماد نیز در سخنانی راجع به خبر قتل آتنا اصلانی به کنایه گفته: «هیس!موضوعات کوچکی مثل آتنا را بزرگ و سیاه نمایی نکنید، کارهای بزرگ تر فرهنگی مثل لغو مجوز کنسرت و توقیف فیلم های سینمایی و. . در اولویت است !»
به نظر می رسد نوعی حس مچ گیری از جامعه در اظهارنظرات این دو سینماگر مشهود باشد.

درباره تصویر العمل هایی این دو فیلمساز چند توصیه توانایی طرح دارد؛ اول اینکه اساساً کارویژه سینما چیست؟ آیا راجع به قتل هایی از نوع ماجرای آتنا اصلانی بیش و پیش از سینما مورد نیاز نیست پژوهشگران اجتماعی، روانشناسان، جامعه شناسان و محققان علوم جنایی وارد میدان شوند و سینما احتمالاً در آخر این لیست قرار نمی گیرد؟ بعضی سینماگران جایگاه خود را با مشاغل و حرف مذکور اشتباه گرفته اند و جالب است که می انگارند صرف بازنمایی چنین سوژه های ملتهبی در فیلم های سینمایی می تواند به کم کردن آمار این قبیل جنایت ها یاری کند غافل از اینکه پرداختن غیرکارشناسانه و بدون در نظر گرفتن جوانب امر به این سوژه ها تنها می تواند مخاطبان سینمای کشور عزیزمان ایران را بیش از پیش فراری بدهد و منجر به کم کردن تماشاگران شود. یکی از کارویژه های مهم سینما می تواند آگاهی بخشی به جامعه باشد ولی سابقه فیلمسازی بعضی سینماگران نشان داده که آنها بیش از اینکه با رویکردی دلسوزانه و از سر درد و به منظور آگاهی رسانی سوژه های ملتهب را گزینش کنند، زیاد به انگیزه مچ گیری و حقنه کردن صغری کبری های شخصی ارزش از جامعه این مباحث را گزینش می کنند.

پیش از این پوران درخشنده فیلمی با عنوان «هیس دخترها فریاد نمی زنند» ساخته بود؛ فیلمی که می توانست جنبه ای آموزشی جهت خانواده ها داشته باشد و آنها را نسبت به تهدیداتی که فرزندان ارزش را در اجتماع مواجه می کند، آگاه کند. اگر یک خارجی فیلم او را ببیند ابداً فکر نمی کند که این بلیه خاص جامعه کشور عزیزمان ایران است آیا که نگاه فیلمساز به مسئله جهانشمول است ولی بعضی فیلمسازها بدشان نمی آید موضوعاتی چون قتل آتنا را خاص جامعه ایرانی جا بیندازند و با این کار هم دل جشنواره های خارجی را به دست آورند و هم حساب های شخصی و گروهی ارزش را تصفیه کنند.

واکنش این دو سینماگر به عنوان قتل آتنا اصلانی بار دیگر این عنوان را مطرح می کند که اساساً رسالت سینما چیست؟ بی تردید خبر قتل آتنا بسیار زیاد از یک فیلم سینمایی که ممکن است بعدها راجع به این عنوان ساخته شود بازتاب داشته، بنابراین سینمای اجتماعی قرار است چه نگاهی به قتل آتنا داشته باشد. به نظر می رسد قتل آتنا بیش از اینکه به کار سینمای به اصطلاح اجتماعی بیاید مناسب ژانر وحشت در سینماست، آیا که کاراکتر مهم در قتل آتنا قاعدتاً باید قاتلی باشد که دست به قتل های سریالی و نامتعارف می زند و چنین موضوعی نمی تواند سوژه مناسبی جهت سینمای اجتماعی باشد، سینمایی که در کشور عزیزمان ایران گرفتار و مبتلا به تفکرات شبه روشنفکرانه و نگاه از اوج به جامعه نیز هست. قتل آتنا اصلانی دستاویزی شده است جهت گرفتن ژست حق به جانب از سوی فیلمسازانی که از آنها به کنایه به عنوان مروجان ژانر بد بختی یاد می شود. تصویر العمل رخشان بنی اعتماد و رضا درمیشیان به این قتل که طی چند روز گذشته باعث جریحه دار شدن احساسات جامعه شده است است اگر قرار باشد سوژه سینمای به اصطلاح روشنفکری کشور عزیزمان ایران قرار بگیرد، چه آورده ای می تواند جهت جامعه داشته باشد جز پریشانی روح و روان تماشاگرانی که از سینما انتظار سرگرم شدن دارند نه مشاهده پلشتی هایی که به ندرت اتفاق می افتد.

سوژه جهت گرم‌تر شدن تنور ژانر بد بختی جور شد! ظاهراً با قتل آتنا اصلانی سوژه جهت تولید سری فیلم‌های تازه‌ای در ژانر بد بختی فراهم شده است و

***

کیهان نوشت: بدنبال قتل فجیع دختر فرزند هفت ساله پارس آبادی به نام آتنا اصلانی، گروهی از رسانه های معلوم الحال خارجی موجی از تبلیغات به راه انداختند و علت چنین قتل هایی را به عدم آموزش های جنسی در کودکان و عدم اجرای قوانینی مانند سند ۲۰۳۰ مربوط دانستند!

طبق معمول و بالطبع این رسانه های وابسته، گروهی از شبه روشنفکران  غربگرای داخلی نیز همان حرف ها را تکرار کردند و بعضا با سیاه نمایی مفرط، تلاش کردند از فضای ایجاد شده، بهره خود را بگیرند.

از جمله این افراد یکی از کارگردانان زن سینمای کشور عزیزمان ایران است که ادعای فیلمسازی اجتماعی دارد. وی از موقعیت پیش آمده سوء استفاده کرده و طی یک یادداشت، تصویری فاجعه بار از جامعه کشور عزیزمان ایران ارائه داده است و با اشاره غیرمستقیم به سند ۲۰۳۰، می نویسد:

«… هیچکس حق طرح سؤال، حق اعتراض، حق آموزش مواظبت های دفاعی مورد نیاز به فرزند های در معرض آسیب، با سونامی غرایز فرو خفته و سرکوب شده است کمین گرفته در هر کوچه، بعد کوچه ای را ندارد…» و در آخر با لحنی کنایه آمیز اضافه می کند: «… هیس، مباحث کوچکی مثل «آتنا» را بزرگ نکنید، کارهای بزرگ تر فرهنگی مثل لغو مجوز کنسرت و توقیف فیلم های سینمایی و پایین آوردن دیش های ماهواره در اولویت است…» !

واکنش به سوءاستفاده رخشان بنی اعتماد از قتل آتنا اصلانی

اظهارات این گارگردان در حالی است که پژوهش های دانشگاهی نشان می دهد میزان آسیب های اجتماعی از این دست در کشورهایی که سند ۲۰۳۰ را اجرا کرده اند به مراتب زیاد از کشور عزیزمان ایران هست. در واقع کشورهای غربی آماری به مراتب دلواپس کننده تر از کشور عزیزمان ایران دارند.

بر اساس گزارش های متعدد از جمله گزارش معتبر «نوردیک» از دانشگاه استکهلم سوئد، در سال ۲۰۱۱ به طور میانگین روزانه ۶۰ تعرض جنسی به کودکان، به پلیس این کشور گزارش شد. این درحالی است که پلیس این کشور اعتقاد است زیاد جنایات جنسی اساسا گزارش نمی شود.

براساس همین گزارش، در سال ۲۰۱۰ بیش از ۲۳ هزار کودک در انگلیس و ولز قربانی تجاوز جنسی شدند.سازمان ملل در گزارش نوامبر ۲۰۱۱ آورده بود که در ایالات متحده نیز حدود ۶۰ درصد دختران در سن ۱۲ تا ۱۶ سال، اذیت و آزار جنسی را در مدارس تجربه کرده اند. یعنی همان سنینی که تحت کلاس های آموزش جنسی سند ۲۰۳۰ قرار دارند! رقم ۱/۱ میلیون بارداری ناخواسته هر سال در میان این نوجوانان که نیمی از آن به سقط جنین و نیمی دیگر به کودکان و مادران بی سرپرست منجر می شود، حاصل همین آموزش هاست!

آمار وزارت بهداشت و خدمات انسانی آمریکا نشان می دهد به طور میانگین هر هشت دقیقه، یک کودک در آمریکا مورد تجاوز جنسی قرار گرفته هست، یعنی در حدود ۶۶ هزار سوءرفتار جنسی علیه کودکان در هر سال که ۳۴ درصد از این کودکان کمتر از ۱۲ سال سن داشته اند! ولی دانشگاه «کلرادو» چندى پیش آمارى از سوءاستفاده جنسى به‏خصوص در میان کودکان این کشور انتشار داده است که در هر دو دقیقه یک کودک در آمریکا مورد سوءاستفاده جنسى قرار مى‏گیرد.

سوژه جهت گرم‌تر شدن تنور ژانر بد بختی جور شد! ظاهراً با قتل آتنا اصلانی سوژه جهت تولید سری فیلم‌های تازه‌ای در ژانر بد بختی فراهم شده است و

اگرچه آمارهایی از این دست وظیفه قانونی مسئولان کشور را در برخورد با آسیب های اجتماعی موجود انکار نمی کند ولی ظاهرا زن کارگردان به اندازه کافی مطالعه نداشته و از اخبار و پژوهش های روز دانشگاهی بی خبر است.

منبع : کیهان و روزنامه جوان

واژه های کلیدی: آسیب های اجتماعی | سینماگران | سینمایی | کودکان | سینمای | ایرانی | آموزشی | آمریکا | سینما | ایران | آموزش

واکنش به سوءاستفاده رخشان بنی اعتماد از قتل آتنا اصلانی

واکنش به سوءاستفاده رخشان بنی اعتماد از قتل آتنا اصلانی

مطالب مرتبط
دیدگاه ها بدون دیدگاه

دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است.

پاسخ دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.