Admin
دکتر محمد قالیباف / صحبت صمیمی / حمله گازانبری + خلبانی
, , نظر دهید ۱۲ آذر ۱۳۹۴

تنهاقادرم نیمرو بپزم/در جبهه زیاد شهرداری کردم/دولت احمدی نژاد پول نمی داد اخم می‌کرد دولت روحانی پول نمی دهد و می‌خندد/ وقتی دوستان اتئلاف خلاف وعده کردند فقط غصه خوردم/وقتی کنار سردار سلیمانی هستی باور نمی‌کنی انقدر با محبت باشد/ مسیری که در هسته ای روحانی رفت قبلا ریل گذاری شده بود/کاش وام ۲۵ میلیونی برای خارج کردن ۸ هزار پیکانی هزینه می‌شد که اندازه وزنشان آلودگی تولید می‌کردند /قائم مقامم درگیر کار است ، رسانه ای نیست / یک آلبوم در خانه دارم دلم تنگ می شود سراغ آن می روم /گاز انبری یعنی تهمت / احمدی نژاد یعنی بلاتکلیفی / برجام یعنی روش جدید مبارزه.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛

سین: چه شد آقای قالیباف تبدیل به یک چهره سرشناس شدند؟

جیم: نمی‌دانم آیا با این سوال اصلا درست است که بگوییم چهره سرشناس یا نه، واقعیت این است که به هر حال ما یک روستا زاده ساده‌ای بودیم که با انقلاب و بعد با دفاع مقدس به انجام وظیفه پرداختیم و واقعا روزی هم که به جنگ رفتیم، نرفتیم که فرمانده و سرشناس بشیم، رفتیم جنگ که شهید شویم و عاقبتمان به این جا کشیده شد.

سین: کار شما در شهرداری سختر‌تر است یا در پلیس؟

جیم: من معتقدم که کار کردن سخت نیست، کار در حقیقت حیات است و اصلا زندگی یعنی کار، جوهره مرد یعنی کار ولی اینکه کار در شهرداری و نیروی انتظامی اگر اینگونه بگوییم که با هم دیگر متفاوت‌اند؟ بله متفاوتند، یعنی وقتی در نیروی انتظامی کار می‌کردم مهم‌ترین دغدغه من واقعا آبروی مردم بود و امنیت مردم، که این دو به هم گره خورده بود هم باید امنیت را برقرار می‌کردیم، هم حفظ آبروی مردم در شهرداری. واقعا مهم‌ترین دغدغه‌ها دو چیز است یکی از یک طرف خدمت به مردم که مردم آن را به هر حال حس کنند که شهرداری در زندگی آن‌ها هست، در شهرشان هست و به هر حال بخشی از زندگی‌شان هستیم و تاثیر گذاریم به تعبیر امروزی‌ها روی شهرداری حساب کنند و احساس کنند یک جایی شهرداری می‌تواند دستشان را بگیرد و از یک طرف هم واقعا دغدغه جدی نسبت به بیت‌المال  داریم.

سین: غذای مورد علاقه شما چیست؟

جیم: من نمی‌دانم شما تخم مرغ را غذا حساب می‌کنید یا نه، تخم‌مرغ است.

سین: خودتان هم آشپزی می‌کنید؟ وقتش را دارید؟

جیم: نه چون واقعا فرصت نمی‌کنم. الا جمعه‌ها صبح که تنها روزی است که من صبحانه را با خانواده می‌خورم، معمولا صبحانه را خودم آماده می‌کنم معمولا صبحانه هم صبحانه گرم می‌خوریم باز با همان اولویت تخم‌مرغ، ولی قبلا که جبهه بودیم زیاد از تخم مرغ استفاده می‌کردیم.

سین: در جبهه  هم شما شهردار بودید یا همش فرمانده بودید؟

جیم: آن‌جا چون از رزمندگی شروع کردیم حتما شهرداری هم کردیم

سین: آیا شهرداری در جبهه کار سختی بود؟

جیم: همیشه دعوا بود چون همیشه بچه‌ها و رزمنده‌ها دوست داشتند که حتما کارها را انجام بدهند.

سین: شما بیشتر دید سیاسی نسبت به مسائل دارید یا نظامی؟ یا نه اصلا دیدتان متفاوت است مثلا اجتماعی شده الان؟

جیم: اگر منظورتان در مسائل به معنای در واقع مسائل در جامعه، مشکلات و از این قبیل موضوعات باشد، من واقعا نگاهم به موضوعات کارشناسی است واقعا حالا موضوعات ممکن است بعضا اجتماعی باشند، بعضا سیاسی باشند، بعضا فرهنگی باشند،‌بعضا نظامی و امنیتی باشند واقعا هر مساله‌ای ذات خودش را دارد حتما کارشناسی است و در کنار آن هم من همیشه واقعا رویکردم به مساله‌ها حتما سیستمی هم بوده است.

سین: شما گفته بودید در منظقه ۱۲ زندگی می‌کنید یا خواهید کرد؟ این موضوع چه شد؟ آیا الان در منطقه ۱۲ زندگی می‌کنید؟ حالا چرا می‌خواستید در آنجا زندگی کنید؟

جیم: من معتقدم بعضی موضوعات که مهم می‌شوند و انسان باید با آنها انس گیرد و در آنها باشد و مخصوصا یک کاری را که می‌خواهد به دیگران بگوید و به آن توجه کند خودش باید با آن موضوع کاملا آمیخته باشد. وقتی من رفتم نیروی هوایی، من هیچ آشنایی با هواپیما و پرواز نداشتم و واقعا وجدانم اجازه نمی‌داد که در نیروی هوایی باشم و آشنایی با هواپیما نداشته باشم باور کنید خیلی به من سخت گذشت با فشار کار ولی در همان مدتی که همان جا  مشغول شدم رفتم آن حرفه‌ را هم یاد گرفتم که

مطالب مرتبط
دیدگاه ها بدون دیدگاه

دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است.

پاسخ دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.